ناظم الاسلام كرمانى

509

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

فراهم آوريد و رفع اتهام از او بفرمائيد جناب آقا ميرزا ابو القاسم گفت من براى ده هزار تومان پدرم را متهم نمىتوانم ديد در اين موقع كه علماء اصفهان تاخت آورده‌اند به سپهدار مناسب نيست من اسباب ملاقات سپهدار را با پدرم فراهم آورم واسطه آنچه اصرار نمود جناب آقا ميرزا ابو القاسم انكار نمود . روز دوشنبه 13 رجب 1324 هجرى - كه عيد سعيد مولود حضرت امير المؤمنين عليه السلام است طرف عصر در ارگ در مدرسهء نظاميه مجلس منعقد گرديد نظامنامه را قرائت نمودند همگى پسنديده بنا شد به امضاء دولت برسانند چون امر نان و گوشت را از طرف دولت واگذار نمودند بامير بهادر و اقبال الدوله و نصر السلطنهء سپهدار كه نان را از قرار يكمن تبريز در يك قران بفروشند لذا در مجلس مذاكره شد آقايان قبول نكردند و گفتند بايد امر نان و گوشت را واگذار نمود به تجار معتبر كه از قرار يكمن چهار عباسى بفروشند و ضمانت هم بدهند چه اين سه نفر امروز كه اول خرمن است يكمن يك قران ميفروشند لكن آخر سال باز گران مىكنند ما تا حرف بزنيم خواهند گفت ما با دولت اين قسم قرار گذارديم . بعضى هم در مجلس از اقبال الدوله و امير بهادر و سپهدار بد گفتند اختلافات درباره اين سه نفر زياد شد . روز سه‌شنبه چهاردهم رجب 1324 هجرى - امروز نظامنامهء را كه ملت نوشت فرستادند حضور شاه كه امضاء نمايند و شهرتى گرفته است كه دولت زمين درشت را با پول زيادى داده است بجناب آقا سيد عبد اللّه باينجهت مردم دل‌شكسته شده‌اند و از جانب آقا سيد عبد اللّه و اجزايش مأيوس شده‌اند . مجمل از مفصل زمين درشت كه اعليحضرت دستخط فرموده‌اند و داده‌اند بآقاى بهبهانى اين است كه درشت ده و مزرعه‌ايست در سمت شمال تهران واقع است و زمين درشت در چند سال قبل متصل بود به باغ شاه كه الآن متصل به خندق و دروازهء شهر تهران است و چون فرمانفرماى مرحوم نصرة الدوله پدر فرمانفرماى حاليه كه مسمّى بعبد الحسين ميرزا است آبى را جارى نمود كه موسوم به آب فرمانفرما است و در بيرون شهر آسياب و باغ احداث نمود و اطراف آب را تحجير نمود لذا رعاياى درشت در مقام مزاحمت و تصديع و ممانعت فرمانفرما برآمدند فرمانفرما هم چون احتياج خود را به آن زمينها ميدانست رعايا را بهرطور بود ساكت نمود يا به صلح و خريدن و يا بقهر و زور هرچه بود مدعى از بين رفت و فرمانفرما فرمانى را از مرحوم ناصر الدين شاه صادر كرد و احتياطا هم از مرحوم ميرزاى آشتيانى خريد آن زمين را بعنوان زمين ممات و مجهول المالك نوشتجات شرعى و عرفى را تمام و در صندوق خود گذارد ، پس از كشته شدن ناصر الدين شاه به تير ميرزا رضاى كرمانى و عزل فرمانفرما عبد الحسين ميرزا پسر مرحوم فرمانفرما نصرة الدوله از رياست وزارت جنگ و سپهسالارى رعاياى درشت مدعىبه را مصامحه كردند بآقا سيد علاء الدين اعتماد الاسلام و يكى از پسرهاى آقا سيد عبد اللّه در اين ايام كه فرمانفرما عبد الحسين ميرزا در كرمان حكومت مىكند آقايانهم پيش افتاده‌اند اعتماد الاسلام بتوسط آقا سيد عبد اللّه دستخطى صادر نمود و فرستادند زمين را متصرف شوند مجير ديوان پيشكار فرمانفرما مراتب را تلگرافا به فرمانفرما اطلاع داد فرمانفرما هم آنچه توانست بهركس